مرکز منطقه ای نمک زدایی و محیط زیست

آرمان ها و چشم انداز ها

ضرورت تاسيس مركز

آب یکی از بزرگترین چالش‌های قرن حاضر است که می‌تواند سرمنشاء بسیاری از تحولات مثبت و منفی جهان قرار گیرد. 97.5 درصد آب کره زمین در دریاها و دریاچه‌ها است که آب شور را تشکیل می‌دهد. 2.5درصد باقیمانده آب شیرینی است که در زمین وجود دارد که از آن 0.3 درصد در رودخانه‌ها، 30.8 درصد در آب‌های زیرزمینی و 68.9 درصد در یخچال‌ها و پوشش دائمی برف کوهها قرار دارند. بنابراین، بین توان تأمین آب و شدت تقاضا در جهان خلائی وجود دارد که بحران آفرین است. بخش عمد‌ه‌ای از عدم تعادل در منابع آب ناشی از چرخه آب‌شناسی و محدودیت طبیعی منابع آب بوده و بخش دیگر تأثیرگذاری اقدامات و فعالیت‌های انسان بر روی منابع آب است که محدودیت ذاتی منابع آب، خشکسالی، افزایش جمعیت، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع و ذخایر موجود و در نتیجه افت آبهای زیرزمینی و اثرات تخریبی فعالیت انسان بر محیط زیست جملگی زمینه‌ساز چالش‌های سنگینی در امر بهره‌گیری از منابع آب شیرین است.
حجم كلي آب تازه تجديدپذير در سيكل آبي جهان چندين برابر مورد نياز جمعيت فعلي جهان مي باشد. با اين وجود، تنها حدود 30 درصد آن براي موارد استفاده انساني قابل دسترس است.  با اينكه بيش از دو سوم زمين را آب فرا گرفته است اما به علت شور بودن امكان استفاده ار آن براي مصارف آشاميدني، كشاورزي و صنعتي وجود ندارد . نياز به آب شيرين به سرعت رو به افزايش است و منابع آب شيرين موجود نمي توانند تمام نياز ها را برآورده نمايند. در وضعیت حاضر با افزايش جمعيت و گسترش شهرها آب نمي تواند به صورت طبيعي تصفيه شده و با هزينه كم و به آساني در اختيار جوامع قرار گيرد. در اين ميان كشورهاي خاورميانه از جمله كشورهايي مي باشند كه كمترين ميزان دسترسي به آب شيرين را دارند. با توجه به اين كه در حال حاضر بيشترين نرخ رشد جمعيت جهان در كشورهاي در حال توسعه وجود دارد، انتظار مي رود كه بيش از 90 درصد از افزايش جمعيت جهان در كشورهاي در حال توسعه رخ دهد. بنابراين، به عنوان نتيجه افزايش جمعيت و توزيع نامناسب جمعيت و آب در جهان، انتظار مي رود كه منابع آبي در مناطق مختلف به ويژه در مناطق خشك مواجه با فشارهاي پيش بيني نشده در دهه­هاي پيش رو شود. همزمان با افزايش جمعيت كاهش منابع آبي شيرين و افزايش خشكسالي ها ، استفاده از منابع آبي غير متداول نظير فاضلاب ، آب لب شور و آب دريا به طور فزاينده اي در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است. در بيش از 57 كشور اسلامي منطقه به دليل كمبود  بارش،  ميزان دسترسي به منابع آب كم شور و آب آشاميدني بسيار اندك مي باشد درحالي كه منابع آبي شور، لب شور و به ويژه آب دريا به وفور يافت مي‌شود. بنابراين، لازم است كه از آب هاي لب شور و شور استفاده نمود. تصویب طرح آبرسانی به مناطق کویری مرکزی ایران از منابع آبی دریای خزر و خلیج فارس در دولت وقت، حاکی از اهمیت استراتژیک این مسئله برای کشور می باشد. پس از انتقال آب، نیاز به فناوریهای نمک زدایی مناسب و اقتصادی به منظور تولید آب مناسب برای مقاصد کشاورزی و شرب می باشد. همچنين استفاده مجدد از پساب­هاي صنعتي باعث بازگرداندن آنها به چرخه مصرف صنعتي و كاهش نياز صنايع به منابع آبي موجود خواهد شد.
برجسته‌ترین کارشناسان محیط زیست دنیا، هشدار می‌دهند که دنیا بیش از آن که از پایان یافتن‌ نفت نگران باشد، باید از تمام شدن آب بترسد، چرا که اوضاع برای هجده منطقه دنیا و از جمله ایران به مرحله‌ای خطرناک رسیده است. چاه‌ها در حال خشک شدن است و جدول سطح آب‌های زیر‌زمینی با چنان سرعتی در حال سقوط است که منابع غذایی خاورمیانه، بخش‌هایی از هند، چین و ایالات متحده در معرض تهدید شدید است (شکل 1).
هجده کشور دنیا که روی هم رفته بیش از نیمی از جمعیت زمین را تشکیل می‌دهند، با چنان سرعتی به استفاده از منابع آبی خود پرداخته‌اند که منابع آبی آنها تجدید نشده و میزان برداشت محصول ‌‌پیوسته کاهش خواهد یافت.
شکل 1 کشورهای جهان با کاهش سریع در منابع آب های زیرزمینی در سال 2012

اما وضعیت در خاورمیانه از همه جا بدتر است؛ عربستان سعودی، سوریه، عراق و یمن از جمله کشورهایی هستند که منابع آبی آنها در حال کاهش است. در این زمینه، عربستان سعودی تصمیم گرفته‌ که تا سال 2016، در مجموع پانزده میلیون تن از گندم، برنج، جو و ذرت مورد نیاز برای تغذیه جمعیت سی میلیونی خود را وارد کند؛ عربستان نخستین کشوری است که میزان واردات غذای مورد نیاز خود در نتیجه کاهش میزان برداشت محصول را آشکارا اعلام می‌کند. در سطح منطقه‌ای، شکاف بین افزایش جمعیت و کاهش منابع آبی در حال وقوع بوده و برای نخستین بار در تاریخ در یک منطقه جغرافیایی، تولید غلات در حال کاهش است و هیچ راهی برای متوقف کردن این روند وجود ندارد. در نتیجه هماهنگ نبودن سیاست‌های جمعیتی با سیاست‌های بخش آب، هر روز ده هزار نفر به جمعیت خاورمیانه اضافه می‌شود، بدون آن که آبی برای تأمین غذای آنها باشد.
از سال 2002 به این سو، تولید غلات سوریه 30 درصد کاهش داشته و تولید عراق از 2004 به این سو‌ 33 درصد کاهش یافته است. ایران نیز در فاصله 2007 تا 2012، 10 درصد از محصول خود را به دلیل کم‌آبی از دست داده است.
ایران هم‌اکنون نیز‌ در ‌مشکل عمیق آبی است و پیامدهای‌ ناشی از کاهش منابع آبی به خاطر ‌استفاده بیش از اندازه از منابع آبی خود را احساس می‌کند. تولید غلات در یمن در 35 سال اخیر به نصف رسیده ‌و تا سال 2015، زمین‌های کشاورزی در این کشور، تقریبا از بین می‌رود و باید تقریبا همه غذای مورد نیاز خود را وارد کند». اکنون یک چهارم از غلات ایران با استفاده اضافه از منابع آب زیرزمینی برداشت می‌شود و با توجه به افزایش سالانه یک میلیونی ایران، این کشور هم در آستانه روزهای بد آبی است.نگرانی‌هایی نیز در ‌کاهش منابع آبی در ایالات متحده، چین و هند (سه کشور اول تولیدکننده غذای جهان) وجود دارد. در هند 175 میلیون و در چین 130 میلیون نفر با استفاده بیش از حد از منابع آبی تغذیه می‌شوند. در ایالات متحده نیز زمین‌های کشاورزی در ایالت‌هایی با بیشترین رشد جمعیت مانند کالیفرنیا و تگزاس در حال کاهش است. در ایالت تگزاس، سطح زمین‌های زراعی از سال 1975 تا کنون به میزان 37 درصد کاهش یافته است؛ کشورهای دیگری نیز در چنین وضعیتی قرار دارند[1].
در نتیجه ایران در منطقه ای قرار گرفته است که کم آبی در آن موضوع شناخته شده ای است. پیش بینی می شود حداکثر 35 تا 40 سال دیگر سد های کشور دچار بی آبی شوند و ضروری است از هم اکنون موضوع استفاده از آبهای غیر متعارف در دستور کار قرار گیرد[2].
از طرفي گسترش كم آبي و خشكسالي در كشور و منطقه تحت تاثير گازهاي گلخانه اي بوده كه باعث تغييرات اقليمي وسيعي در خاورميانه و جهان شده و به همين دليل باعث ايجاد طوفان هاي شديد در بعضي مناطق جهان و خشكسالي در ساير مناطق شده است. ايران و كشورهاي اسلامي خاورميانه تحت تاثير بيشتر اين عوامل قرار گرفته و ميزان بارندگي در اين مناطق كاهش يافته و در نتيجه وزش بادهاي گرم موسمي، پخش ريزگردها نيز شدت يافته است. خسارات ايجاد شده بوسيله ريزگردها بر سلامت انسان و ساير جانداران و گياهان و صدمه به زيرساخت هاي كشورهاي منطقه از جمله ايران باعث شده كه مورد توجه كشورهاي منطقه قرار گيرد. 
با توجه به موارد ذكر شده، ضرورت نياز به ايجاد مركزي منطقه ای با هدف سياستگذاري، انجام پژوهشهاي كاربردي و ايجاد فناوري، و ايجاد زيرساخت هاي لازم به منظور پيشبرد اهداف مد نظر در سطح كشور و منطقه ضروري مي باشد. در اين راستا طي مذاكرات متعدد با معاونت پژوهشي وقت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و ظرفيت هاي موجود در زمينه پژوهش و ايجاد و توسعه فناوري و نيز ارتباطات بين المللي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران و ساير مراكز دانشگاهي كه به نوعي در اين زمينه فعال بوده اند شامل دانشگاه هاي سيستان و بلوچستان، صنعت آب و برق شهيد عباسپور، خليج فارس بوشهر، يزد،‌ دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي ساري، شهيد بهشتي و تربيت مدرس براي ايجاد مركز منطقه اي نمك زدايي از آب و پساب و نیز مسائل زیست محیطی تفاهم نامه اي چندجانبه منعقد گرديده است (پیوست1). ایجاد مرکز پیشنهاد شده به عنوان یکی از بازوهای علمی و فناوری مرکز منطقه ای موضوع تفاهم نامه می تواند به دستیابی به اهداف مدنظر کمک نماید. پیرو انعقاد این تفاهم نامه و به منظور همکاری با کشورهای منطقه در این زمینه، تفاهم نامه ای با مركز منطقه اي  علوم و انتقال فناوري اتحاديه كشورهاي حاشيه اقيانوس هند منعقد گردید که طی آن امکان همکاری علمی و فناورانه با کشورهای عضو پیش بینی شده است.

 چشم انداز

مركز منطقه اي شدن براي تمام فناوريهاي نمك زدائي و محيط زيستي 

مأموريت 

گسترش و توسعه پايدار و پوياي تحقيقات و صنعت  نمك زدائي در منطقه